تبليغاتX
Personal Blog for Mehrzad mousavi
گاهنامه ای برای دل تنگیهايم

 

زمان : ساعت 24

مكان :  شيراز

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 تیر1384ساعت 10:29  توسط مهرزاد موسوی  | 

 

جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت

سر را به تازیانه او خم نمی کنم

افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم

زاری بر این سراچه ماتم نمی کنم

 

با تازیانه های گرانبار جانگدار

پندارد آن که روح مرا رام کرده است

جان سختیم نگر ، که فریبم نداده است

این بندگی، که زندگی اش نام کرده است

 

بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی

جز زهر غم نریخت شرابی به جام من

گر من به تنگنای ملال آور حیات

آسوده یک نفس زده باشم حرام من !

 

تا دل به زندگی نسپارم ، به صد فریب

می پوشم از کرشمه هستی نگاه را

هر صبح و شام چهره نهان می کنم به اشک

تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را

 

ای سرنوشت ، از تو کجا می توان گریخت ؟

من راه آشیان خود از یاد برده ام

یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن

با من تلاش کن که بدانم نمرده ام!

 

ای سرنوشت ، مرد نبردت منم بیا

زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز

شادم از این شکنجه ، خدا را ، مکن دریغ

روح مرا در آتش بیداد خود بسوز!

 

ای سرنوشت ! هستی من در نبرد توست

بر من ببخش زندگی جاودانه را !

منشین که دست مرگ ز بندم رها کند

محکم بزن به شانه من تازیانه را !

 

*فریدون مشیری*

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 تیر1384ساعت 20:23  توسط مهرزاد موسوی  | 

 

نمی دانم  مشکلمی یا حل مشکلم !

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1384ساعت 11:46  توسط مهرزاد موسوی  | 

سلام.خيلي وقته كه اينجا ننوشتم.البته نه اينكه نيومده باشم.نه.سر مي زدم ولي حال نوشتن رو نداشتم.البته ۲ سال و چند ماهيه كه تو اینجا مينويسم و هنوزم هم مي نويسم.ولي اينجا رو انتخاب كرده بودم تا بتونم بعضی حرفها رو هم اینجا بزنم.به هر حال خوشحالم از اینکه اینجا هم دوستهای زیادی پیدا کردم.امیدوارم همگی شما خوب و خوش باشید.دارم مطلبی در مورد دنیای دوستی های بلاگی می نویسم که اگه خدا کمکم کنه تمام می شه.حتما اینجا قرار می دم تا از نظرات همه شما بهره مند بشم. منتظرتون هستم

               خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است

                                                               کارم از گریه گذشته که به آن می خندم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 تیر1384ساعت 13:18  توسط مهرزاد موسوی  |