|
گاهنامه ای برای دل تنگیهايم
|
جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه.....
-دو سه روزه در اوج گرفتاری و مشکل با مسعود و احمد سعی می کنیم که بهمون خوش بگذره.مشکلات هر کدوممون متفاوته اما به نوعی همجنس می شن.خوشی های بیخودی بابت از بین رفتن افکار مزخرف و چرند تا لحظه رهایی از این افکار.
-جالبه که یکی من را متهم به دروغگویی می کنه ... کسی که هیچ نمی داند.(تنها آرزویی که برای اینگونه آدم ها دارم همین است: موفق باشید)
-بچه ها همه می خواهند به همدیگر پند اخلاقی دهند.چرا می خواهیم با این مزخرفات به همدیگه اثبات کنیم که بزرگ شدیم؟ بالا رفتن آمار دروغ و ریسک آدم همان نشانه بزرگ شدن است؟
-معناهای جدیدی را یاد می گیرم از او.اینکه خدا بیشتر از هر کس دیگری دوست دارد که به او بگوییم دوستش داریم...!
-یکی از برادراهایم پایش را به تیغ جراحان سپرد تا مدتی در استراحت باشد.شک دارم اگر در این مدت با پدر سلامتی خداحافظی کند؟!
-نامجوهایم همیشه همراهم هستند.در اکثر لحظاتم.خیلی خیلی باید گوش داد تا خو گرفت با عروده های قشنگ و مسخره اش.
-در هم نوشته ام چون ذهنم هم پاره گشته در این بلبشو بازار....
- امسال روز تولدم در سکوت گذشت.همچون خودم که چند ماهی است در سکوت زیر و رو می شوم. حتی خودم هم در این تنها منزل تنهایی هایم نتوانستم یک تبریک به خودم بگویم.تعداد دوستانی که تولدم را تبریک گفتند (با یادآوری خودم ) به همراه خانواده ام که یک شب نشینی ساده و زیبا را برگزار کردند در مجموع به ۸ نفر هم نرسیدند.خودم هم روز تولدم را جدی نگرفتم.خودم هم در این وادی نبودم.
- دیگر ترانه ها هم ارضائم نمی کند.راستی با کدام ترانه جدید ما عاشقی کرده ایم یا عاشق شده ایم؟!ترانه های دوران ما همگی جز دوری و جدایی و نفرین و غصه چیز دیگری در بر ندارند.ترانه هایی که با گوش دادن به آنها افسون غم محاصره می کند این قلب زیبا پسند را.راستی می دانستید که خداوند زیبایی را دوست دارد؟! انگار که نسل ما نسلی گرفته باشد(که از علاقه مندی های موسیقیاییمان چنین برداشت می شود).تخوش به حال پدران و مادرانمان که در دوران خود ترانه هایی داشتند که ما الان با آنها عاشقی می کنیم. عاشقی با ترانه های ۲ دهه گذشته...!
-از کسی که لذت را معنای جدیدی داد در دایره المعارف احساساتم تشکر می کنم.(نتوانستم نگویم.عذر می خواهم)
- ساده ، زیبا ، لطیف و با معنا شروع شد. پایدار بماند این روزگار زیبا
-کسی که جنایت بزرگی رو در شب تولدش مرتکب می شه باید منتظر تلافی هم باشه.(به کسی ربطی ندارد!)
قرن از اصلی رمیدن
قرن غلطیدن به فرعی
قرن دین را سر بریدن
با اصول ذبح شرعی
عشق در خط مقدم
پاتک بی وقفه نان
وای بر رزم آور دل
بشکند گر خط ایمان ...
*سید حسن حسینی*
شیطان ، ادب را به علت رفت و آمد به جوامع متمدن و حضور در کلاس استادان اخلاق دانشگاه یاد گرفته بود....
(آرش در قلمرو تردید-نادر ابراهیمی)