تبليغاتX
گاهنامه ای برای دل تنگیهايم - دوعین نا برابر...
بلاگ شخصی مهرزاد موسوی
 

فریاد نزن ای عاشق

من صدایت را درون قلب خود می شنوم

درد را در چهره عاشق تو ، با ذهن خود می نگرم

فریاد نزن ای عاشق

فریاد نزن...

****

+: بی سبب نیست چنین فریادم

    بیگناه در دام عشق افتادم

    چه درست و چه غلط زندگیه

    هم خودم ، هم تو را بر باد دادم

    بی گناه در دام عشق افتادم

 

  × : اگر احساسم را می فهمیدی

        قلبت را دوباره می بخشیدی

        لحظه پایان این دیدار را

        روز آغازی دیگر می دیدی

 

+:اگر بیهوده نمی ترسیدم

   عشق را آنگونه که هست می دیدم

   شاید این لحظه غمگین وداع

   قلبم را دوباره می بخشیدم

 

×: ما سزاوار اگر گریانیم

    این چنین خسته و سرگردانیم

    ما که دانسته به دام افتادیم

    چرا از عاشقی رو گردانیم؟

 

+: بیشتر از همیشه دوستت دارم

    گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم

    زیر آوار فروریخته عشق

    از دلم چیزی نمونده که به تو بسپارم

 

×: تو که همدردی مرا یاری بده

    به من عاشق امیدواری بده

    اگر عشق با ما سر یاری نداشت

    تو به من قول وفاداری بده

***

وقتی پیمان دل را می بستیم

گفته بودیم فقط عاشق هستیم

ولی با عشق نگفتیم هرگز

از دو عین نابرابر هستیم

نه گناهکاریم و نه بی تقصیریم

من و تو بازیچه تقدیریم

هر دو در بی راهه ی بی رحم عشق

با دل و احساس خود درگیریم

*خوانندگان : بیژن مرتضوی و مریم*

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 12:1  توسط مهرزاد موسوی  |